دوش دیدم کفتری بر روی بام......
دوش دیدم کفتری بر روی بام
مادهای را دید و
گفتا بغ بغو
ماده
اما با هزاران کبر و ناز
در
جوابش گفت: امشب نغ نغو
بعد
یک ساعت پشیمان گشت و رفت
پیش
نر گفتا: که اینک بغ بغو
نر
بگفتا: دیر شد ، دیگر شما
ناز
فرمودی و ما هم ...بغو
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۵۶ ب.ظ توسط سجاد
|