پس از یک سال؛ سلام

باز من برگشتم و اینجا کسی نیست!

اما من همچنان می نویسم،چون از وقتی یادمه نوشتن برام آرامش بخش بوده،از وقتی یادم میاد خیلی اهل صحبت کردن نبودم،بیشتر می نوشتم...

توی این سال هاشرایط خیلی عوض شده،دیگه وبلاگ و وبلاگ نویسی جزو اولویت اکثرا نیست؛بیشتر ترجیح میدن وقتشونو نوی اینستاگرام و امثالهم بگذرونن_که البته شاید هم حق دارن چون جلوه های بصری اینستاگرام قطعا از اینجا خیلی بهتره!!_

اما برای من نه؛من وبلاگ نویسی رو بیشتر از پست گذاشتن توی اینستا و کپشن نوشتن دوست دارم؛چون اینجا آدما از نوشته هات میشناسنت،بابت طرز فکرت ازت خوششون میاد و نه قوس و قزح تصویر!

فردا ۹۹/۹/۹ هست...

تاریخ زیبایی که معمولا یه دهه طول می کشه تا مشابهش تکرار بشه...

نمی دونم چی شد یهو امشب‌تصمیم گرفتم بیام به وبلاگ سر بزنم...

اگه هنوز کسی هست و مطالب رو میخونه،لطفا اعلام حضور کنه تا من حداقل بدونم برای در و دیوار نمی نویسم!

 

امضا/تمشک/هشتمین روز آخرین ماه پاییز قرن❤️