یکی از فانتزیام به وقوع پیوست !
دیروز بابام اومد گفت پسرم سویچ دست تو هستش؟بده کار دارم...
منم گفتم لازم نکرده خودم کار دارم عصری خیابونا شلوغن بشین پای همون تلویزیونت...
آقا یَک حالی داد که نگو
.
.
.
.

.
.
.
.

فقط یکم شکستگی پاهام اذیتم میکنه ولی تمام کبودیام خوب شده …
تازه دکتر گفته هفته دیگه گچ دست و پامم باز میکنه :|
نمیدونم چشم چی شده یکیشو میبندم همه جا تاریک میشه، از الودگیه حتمی!